Shahram Tabe
August 20, 2016
[*این آخرین حضور من در کنگره است]
دوستان گرامی،
مطلب زیر را در جواب درخواست مهدی شمس در همین صفحه مینویسم
(13 آگوست) که در رابطه با حذف نوشتهها و پوسترهای او و
دیگران از صفحه آیسیسی فوروم از چند نفر نظرشان را خواست.
فکر کردم بهتر است خطابم به همه باشد چرا که مهدی و پوسترهایش
دیگر از حالت شخصی خارج شدهاند و به شکل یک پدیده اجتماعی
درآمدهاند.
این یادداشت را در دو بخش مینویسم. اول به موضوع حذف پستها
در آیسیسی فوروم میپردازم و بعد درباره مهدی و شیوه کارش
نظرم را در میان میگذارم. چون ممکن است این مطلب طولانی شود،
برای آنها که شاید حوصله خواندن همه را نداشته باشند چکیده
حرفهایم این است:
از دید من صفحه آیسیسی فوروم دامی بود که رئیس و نایب رئیس
کنونی کنگره سال گذشته برای دیگران تنیدند اما امروز خود و
باقی مدیران در آن گرفتار آمدهاند. تغییرات پرشتاب و اغلب
فکرناشدهای که در این صفحه صورت میگیرد – از جمله حذفهای
اخیر – برای رهایی از همین دام است. در مورد مهدی، نظر من این
است که او یکی از پرکارترین و صادقترین اعضای کنگره است که من
با برخی افکارش موافقم و با برخی مخالف. اما سوای موافقت یا
مخالفت با نظرات او، معتقدم شیوه انتقادش بیشتر بر علیه خودش
عمل میکند. به عقیده من، مهدی میتواند به یکی از
تاثیرگذلرترین اعضای کنگره تبدیل شود اگر روشهایش را تغییر
دهد.
***
اول از آیسیسی فوروم و تاریخچهاش شروع میکنم.
آیسیسی فوروم نانی است که مهدی در سفره ما گذاشت. یک سال پیش
چنین موقعهایی بود که شروع کرد به پست و پوستر گذاشتن که لتس
تاک بهدرد نمیخورد و هیئت مدیره باید صفحه جدیدی راه
بیاندازد که در آن هیچ قید و بندی نباشد و اعضا در آن آزادانه
صحبت کنند. تا مدتی حرفش بهجایی نرسید تا یک روز بیژن و سوده
متوجه اهمیت چنین صفحهای شدند. صفحهای که آنها کنترلاش را
در دست داشته باشند و مهدی هم پستها و پوسترهایش را فراهم
آورد. گمان من بر این است که طرح درست کردن صفحه جدید به این
شکل در هیئت مدیره مطرح شد که اگر این نکنیم مهدی چنین و چنان
خواهد کرد. مدیران هم از ترس خشم مهدی پذیرفتند.
من با فورومی که زیر کنترل هیئت مدیره باشد مخالف بودم و هستم.
دلیلش هم دقیقا همین چیزی است که امروز اتفاق افتاده است. هیئت
مدیره (چه خوب و چه بد) نمیتواند بدون بیطرفی به منتقدینش
اجازه دهد کارکردش را به نقد بکشند. ادعای فوروم آزاد زیر
کنترل هیئت مدیره همانقدر واقعی است که ادعای دفاع از حقوق
بشر در ستادی به همین نام زیر نظر محمد جواد لاریجانی! همین
است که در جامعههای دموکراتیک، رسانهها آزاد و مستقل از قدرت
عمل میکنند. در آمریکا این موضوع تا آنجا جدی گرفته شده که
قانون اساسی به دولت اجازه تاسیس رادیو و تلویزیون یا هیچ
رسانه دیگری را نمیدهد (برای نمونه توجه کنید که تلویزیون
صدای آمریکا که با بودجه دولتی تهیه میشود تنها در خارج از
خاک آمریکا اجازه پخش دارد).
آیسیسی فوروم با این هدف تشکیل شد که فرصتی شود برای اعضا تا
در اطراف موضوعات مربوط به کنگره به بحث و گفتگو بپردازند.
کنترل آن هم به آقایان بیژن احمدی، محسن خانیکی، و مهران
فرازمند سپرده شد (آیا فقط من هستم که تصور میکنم این ترکیب
سه نفره خیلی "خودی" بهنظر میرسد یا شما هم همین فکر را
میکنید؟) حتا ارسلان را هم – که رئیس هیئت مدیره بود – به
گفته خودش به جمع ادمینها راه ندادند.
راه افتادن این صفحه مهدی را شاد کرد، چنانکه لتس تاک را رها
کرد و به آیسیسی فوروم کوچید. چند هفته اول هم به خوبی و
خوشی گذشت تا اینکه اولین حذف و سانسورها شروع شد. اول مقاله
"کارنامه هفت ماهه" من بود و بعد پستهای مهدی و بعد دیگران.
فورومی که قرار بود متعلق به همه اعضا باشد بهسرعت تبدیل به
ارگان تبلیغی جناح بیژن-سوده شد. مهدی هم دوباره به لتس تاک
بازگشت جایی که مجاز بود بیآنکه سانسور شود گردانندگان صفحه
را به سانسور متهم کند.
بهدنبال موفقیت جناح بیژن-سوده در انتخابات اخیر، آیسیسی
فوروم هم کارکرد خودش را از دست داد و دست و پا گیر شد،
بهویژه با شناختی که از مهدی داشتند که به دوست و دشمن رحم
نمیکند. با اینکه مهدی آتش بس یکطرفهای را برای صد روز
مقرر کرده بود هیئت مدیره بهخوبی میدانست در پایان این مهلت
با آنها همان خواهد کرد که پارسال با منتقدینشان کرد. این
بود که راه بهتر را در تعطیل آیسیسی فوروم دیدند. این تصمیم
میتوانست در درازمدت بهسود همه باشد. اما چند اتفاق آن را بر
هم زد. مهمتر از همه اینکه در نبود مهدی – که در آتشبس
بهسر میبرد – چند نفر فرصت حرف زدن و استفاده از پلاتفورم
لتس تاک را پیدا کردند و از بد روزگار همگی منتقد هیئت مدیره
از آب درآمدند. زبان گفتگوها آرام و مودبانه بود (بهجز یک
مورد) و تعداد قابل توجهی از اعضا را درگیر کرد. آقای بیژن
احمدی و خانم سوده قاسمی که عضویتشان در لتس تاک را پس گرفته
بودند دوباره تقاضای عضویت کردند تا بتوانند زیر انتقادات
کامنت بگذارند و جواب بدهند. دو سه روز بعد کامنتهای این دو
قطع شد و تصادفا درست از همان موقع شخصیت جدیدی با عنوان
"ادمین کنگره ایرانیان کانادا" مسئولیت کامنتگذاری را بهعهده
گرفت.
همه اینها طرح تعطیل آیسیسی فوروم را به فراموشی سپرد. در
عوض، قفل و بست محکمی بر آن زده شد تا تنها بتواند مورد
استفاده هیئت مدیره و یارانشان قرار گیرد. این قفل و بست
بهحدی محکم بود که حتا مقاله بسیار محترمانه ارسلان هم
نتوانست از آن عبور کند. اخیرترین تغییر در این صفحه این بود
که آن را به محلی برای اعلان مصاحبهها و بیانیههای هیئت
مدیره تبدیل کردند، بیآنکه توضیح دهند تفاوت این صفحه و
فیسبوک رسمی کنگره که از سال پیش بههمین منظور راهاندازی شده
بود چه است. حذف پستهای قدیمی مهدی و دیگران نیز در همین
راستا پیش آمد.
مشکل هیئت مدیره با صفحهای که پارسال تنها بهمنظور تخریب
چهره مخالفان شکل گرفته بود یکی دوتا نیست. پیش از هر چیز،
آیسیسی فوروم با هدف ایجاد محیطی آزاد برای گفتگوی اعضای
کنگره درست شده. صاحب این صفحه اعضای کنگره هستند، نه هیئت
مدیره. هیچجا، نه در اساسنامه و نه در مجمع عمومی به هیئت
مدیره این اختیار داده نشده که در فرومی که بهمنظور گفتگوی
اعضا راهاندازی شده دست ببرند. این روش هیئت مدیره به عمل
خانی میماند که زمین دهقانان را به شکارگاه شخصی تبدیل کند.
افزون بر این، حذف پستهای قدیمی نابودی تاریخچه این نهاد است.
این روش همه دیکتاتورها است (کوچک یا بزرگ، فرقی نمیکند) که
میخواهند تاریخ با خودشان آغاز شود و برای اینکار هرچه پیش
از آنها وجود داشته را نابود میکنند.
از سوی دیگر، دلیلی که جناح بیژن-سوده در تمام این چند ماه
برای حذف و سانسور نوشتههای نقدآمیز طرح میکنند "ارائه
اطلاعات نادرست" است. این مرا به یاد اتهام موهوم "تشویش اذهان
عمومی" میاندازد که تندروهای جمهوری اسلامی برای تعطیل فلهای
روزنامهها بهکار میگیرند. آنان در ایران هیچگاه توضیح
نمیدهند تشویش اذهان عمومی شامل چه مواردی میشود، ومثلا
چگونه است که "دیوث" خواندن هنرمندان تشویش اذهان عمومی
بهحساب نمیآید اما خبر کوتاهی درباره برگزاری سالگرد درگذشت
عزتالله سحابی باعث مشوش شدن اذهان عمومی میگردد. به همین
شکل، اینان هم در کانادا هیچگاه توضیح ندادهاند که این
اطلاعات نادرست کدامند و در کدام مرجع مستقل نادرستیشان به
اثبات رسیده؟ و اینکه چرا هیئت مدیره به خودش اجازه میدهد هم
متهم باشد و هم قاضی؟ تا جایی که میدانم نوشتههایی که اینان
بهجرم "اطلاعات نادرست" بودن حذف کردهاند اصولا تحلیل بودند
نه اطلاعات. اینها نوشتههایی بودند که هیئت مدیره را نقد
کرده بودند و به همین دلیل تنها کسانی که مجاز نبودند بر مسند
قضاوت بنشنینند و رای به حذف آنها بدهند همین مدیران بودند.
در آخر هم کلامی با آنها دارم که معتقدند روشهای مهدی موثر
نیستند. من با این موضوع موافق نیستم. برعکس، تجربه شخصی من از
سال گذشته نشان میدهد که پوسترهای مهدی اصلیترین عامل موفقیت
جناح بیژن-سوده بود. اینکه این دو امسال چنین سخت به مهدی
میتازند نهایت نمکنشناسی است.