مهران
فرازمند و کنگره ایرانیان
بعد از انتشار ویدئو های آسوده نوین، مهران فرازمند تنها کسی بود
که روز بعد از آن ساعت 5:30 صبح پیام کوتاهی میگذارد. به اصطلاح
فیسبوکی توکی میزد. البته این سبک مهران است.
مهران اینطور مینویسد: «آقا مهدی، فکر کنم یادت رفت از اکانت شخصی
ات پست بگذاری. دیدم که با اکانت همبستگی- حمایت اومدی جلو و کلی
از واژه «من» و افعال اول شخص مفرد استفاده کردی (آیکن). گفتم بد
نیست خودت هم کمی «مسئولانه» عمل کنی.»
راستش را بخواهیم درست منظور ایشان را متوجه نشده ام. من مدت بیش
از بیست دقیقه با تصویر و صدای خودم و اینکه نامم زیر تصویرم نوشته
شده صحبت میکنم. نمیدانم آیا منظور مهران عزیز شفافیت است، که در
اینصورت آیا میشود بیشتر از این شفاف بود. زمانی هم که به واژه
منفرد من اشاره میکنه را دیگه اصلن متوجه نمیشوم. آیا این خود یک
مسئولیت پذیری نیست؟ من از طرف خودم صحبت میکنم و تمام مسئولیت های
انرا هم میپذیرم.
بگذریم. از آنجاییکه که من در هر حرکتی در این کهشان حکمتی میبینیم،
حکمت پیام مهران را همین ویدئو میدانم، که با زبان بی زبانی مهران
گفت، از من هم بگو.
جناح ها در کامیونیتی
مهران فرازمند یکی از کسانی بود که در جریان کی کیست؟! که برای
شناخت بهتر کامیونیتی در اواخر سال ۲۰۱۶ به راه انداختم، تقسیم
بندی های جناحی را لازم میدید ولی با عناوین راست و چپ و میانه که
انتخاب کرده بودم، مخالف بود. میگفت که این اسامی بارهای سیاسی و
تاریخی دارند و برای نام بردن جناح ها مناسب نیستند. بعد ها از
عناوین اینطرفی و آنطرفی، خودی و ناخودی استفاده میکردیم تا اینکه
بالاخره بر سر واژه های برانداز، میانی و همسو به توافق نسبی جمعی
رسیدیم، و این عناوین امروز متداول شده اند. بگذریم که سر معنی
عنوان همسو، کلی از وقت دادگاه شکایت شهرام تابع محمدی علیه آی سی
ژورنال، با هزینه های سرسام آور وکلا گرفته شد. البته هنوز از واژه
میانی زیاد استفاده نمیشود.
این یک مبحث طولانی و پر اهمیتی میباشد که به بعد موکول میکنم.
قربانی
در آخرین تقسیم بندی ها در جریان کمیسیون بررسی، و نه تحقیق، از
واژه های عوامل، آلت دست و فریب خوردگان، و حامیان استفاده کردم،
که این در مرحله خیلی ابتدایی است و میبایست تکمیل گردد. مهران، که
یکی از مهره های نیمه پر رنگ در وقایع هشت سال گذشته کامیونیتی و
کنگره بوده، و به گونه ای حالت سبلیک هم دارد، با جلب توجه من از
طریق پیام آخری اش، لزوم افزودن واژه «قربانی» را بوجود آورد.
مهران میداند چکار میکند. نه به سادگی آلت دست قرار میگیرد و نه
فریب میخورد. ولی دو واقعه در هشت سال گذشته، یکی برخوردش با ما در
کمپین «من هم یک ایرانی-کانادایی هستم» و در جریان فعالیت های
کنگره قرار گرفتن و دیگر آشنایی با بیژن احمدی، سرنوشتش را در
کامیونیتی تغییر داد. این هم، فقط یک نظریه شخصی است و اصراری در
آن نیست، که مهران فرازمند نمونه بارزی از یک قربانی است.
به اندازه کافی با مهران گفتگو داشته ام تا بگویم که مهران اهل
گفتگوست. ولی خصوصیات اخلاقی اش مانع از آن میگردند که در گفتگو
های جمعی شرکت کند. محافظه کاری و تا اندازه ای کمرویی مانع از آن
میگردند که مهران شفاف عمل کند.
احترام تمام خصوصیات اخلاقی بجا و سر جای خود، از زمانی که فردی در
فعالیت های جمعی شرکت میکند و به یک چهره اجتماعی مبدل میگردد و
سمت هایی را به عهده میگیرد که شفافیت در آنها الزامیست، این
خصوصیات به منافع جمعی لطمه خواهند زد. تشخیص اینکه آیا مغرضانه
است و یا برخاسته از خصوصیات اخلاقی کار ساده ای نیست.
مهران هنوز یکسال عضویت در کنگره را نداشت که از طریق لایحه اعضاء
به هییت مدیره میپیوندد. یادم هست که از مهران در این رابطه سئوال
کردم که آیا صحیح است که فردی که چند ماهی بیشتر با کنگره آشنا
نشده سر از هییت مدیره در بیاورد. در جواب میگفت وای به حال آن
نهاد که اجازه میدهد اینطوری عمل شود. حق با مهران بود. وای به آن
نهاد. اینهم نتایج آن.
در پایان دوره ۲۰۱۵ با کمبود کاندیدا روبرو بودیم. یادم هست که
احمد تبریزی جلسه را در بنیاد پریا برگزار کرد. محمد سلیمانی و
نیاز سلیمی آنجا حضور داشتند. شعله خلیلی و کسان دیگری هم بودند
ولی از آنجاییکه مطمئن نیستم آنها را نام نمیبرم. احمد تبریزی
اصرار داشت که میبایست کاندیداهایی پیدا کنیم. بعد از آن ناگهان
بیژن احمدی با یک گروه هشت نفره حاضر شد. علی بانگی، تایاز فخری،
پویان طبسی نژاد، مجتبی ادیب راد، محسن خانیکی و مهران فرازمند.
درنا مژدمی البته با کمی تاخیر جای محسن خانیکی را گرفت.
این باعث شد که کاندیدا های دیگری مثل شایان معین، مریم ناظمی،
هومن شیرازی، هما دانشمند و خود من وارد گود شوند.
استعفاء های جمعی
بعد از اینکه همگی متوجه شدند که توطئه ای در کار است و حضور
کاندیدا های دیگر بصورت طبیعی نبوده و بیژن احمدی سرنخدار ماجرا
است، کاندیدا ها یکی بعد از دیگری استعفاء میدهند. مریم ناظمی
مانده بود و من. سعی کردند از خوشنامی مریم در کامیونیتی بهره
بگیرند و او را به گروه خود جلب کنند و یک حالت طبیعی به جریان
بدهند که مریم موافقت نمیکند و در ساعات آخر قبل از انتخابات
استعفاء میدهد.
بعد از استعفای مریم، من به این نتیجه رسیدم که با استعفای خود
میتوانم به این انتخابات نمایشی پایان دهم و پایان هم دادم. چون در
آن سال انتخاباتی برگزار نگردید و هفت کاندیدای غیر منتخب به سوده
قاسمی و بیژن احمدی در هییت مدیره پیوستند.
کمپین من هم یک ایرانی کانادایی هستم
این بخش اول، و در رابطه با ورود مهران فرازمند در فعالیت های
کامیونیتی و کنگره بود. اینرا هم گفته باشم که ما از طریق کمپین «من
هم یک ایرانی-کانادایی هستم» موفق شدیم که بسادگی ۱۰۰۰ نفر را به
عضویت کنگره در آوریم. با هر کس صحبت میکردیم موافقت میکرد. البته
در آن زمان جو به مسمومیت امروز نبود. صمیمیت، صداقت و اعتمادی
وجود داشت. و ما هم کنگره را به عنوان یک نهاد مدنی معرفی میکردیم،
با هدف خدمت به کامیونیتی. این برای هر چهل عضو تیم کمپین صادق بود.
در میان ما فقط بیژن احمدی بود که اهدافی غیر از این داشت و ما از
آن خبری نداشتیم.
مهران فرازمند تنها بازمانده
مهران فرازمند یکی از تنها کسانی میباشد که در آن دوره به کنگره
پیوست و هنوز هم فعال است.
https://youtu.be/urPCECf8MYw